تبليغاتX
√ یک فنجان قهوه تلخ

√ یک فنجان قهوه تلخ

به چشمان پریرویان این شهر، به صد امید می بستم نگاهی ،

نان+نرخ +روز=نان به نرخ روز خوردن..

این روزها جملاتی را ازکسانی میشنویم  که روی هر چه باد را  سفید کرده اند و با وزش هر نسیمی به آنطرف خم میشوند و برای خود از این تحول کیسه میدوزند و به قول معروف زر اندوزی میکنند.. که چه بسا از این به اصطلاح نان به نرخ روز خورها زیاد در اطراف خود میبنیم . و نمیدانم کارشان درست است یا اشتباه.. ولی آنچه میدانم با روحیات من سازگاری ندارد.. این روزها این جمله را بسیار شنیده اید نرخ ..

نان به نرخ روز خوردن .. نرخ تورم .. نرخ بیکاری .. نرخ ارز .. نرخ سود بانکی .. نرخ سرانه .. نرخ و نرخ و نرخ این جمله کلیشه ای مهم گویا با روزهای زندگی ما گره خورده است.. پس تحملش میکنیم هر چند اگر آمار دقیقی از آن نداشته باشیم..

                                                         "  فقط همین"

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 5 PM توسط مانی صبح |


 

بهشت زیر پای شماست .. مادران .. همسران .. و دوستان قهوه تلخ روزتان مبارک.

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ساعت 11 PM توسط مانی صبح |


روزی در اوج هستیم روزی در فرود...

       

              این پست کاملا خصوصی است و دلایل خصوصی بودنش هم این است.


میهمان من درادامه یک فنجان قهوه تلخ باشید
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ساعت 7 PM توسط مانی صبح |


Be happy anyway

مردم اغلب غیر منطقی و خود محور هستند، با این حال آنها را ببخشید  اگر مهربان باشید، ممکن است بگویند که تظاهر می کنید و انگیزه های پنهان دارید، با این حال مهربان باشید.

 اگر موفق باشید، دوستان کاذبی دورتان جمع می شوند، همچنین دشمنانی صادق، با این حال موفق باقی بمانید

 آنچه را طی سال ها ایجاد کرده اید، ممکن است کسانی یک شبه نابود کنند، با این حال همچنان سازنده باشید

اگر خوشبخت شوید ممکن است کسانی به شما حسادت کنند، اما با این حال خوشبخت باقی بمانید.

 کار خوب امروز شما را ممکن است مردم فردا فراموش کنند، با این حال به کار خوب خود ادامه دهید.

 به دنیا خدمت کنید، هر چند ممکن است کافی نباشد، با این حال با تمام وجود به خدمت کردن ادامه دهیدمی بینید که در نهایت آنچه هست، میان شما و خداوند است؛ هرگز میان شما و اشخاص نیست.


برچسب‌ها: Be happy anyway
میهمان من درادامه یک فنجان قهوه تلخ باشید
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 10 AM توسط مانی صبح


خنزر پنزر های ذهن یک قهوه تلخی..

هجمه ای از غرور بر پیشانی شب سنگینی میکند. وبازهم باز نمیشود قفل سکوت بی معنای این سیاهی .انگار با خود سر لج دارد این دل .. چرا فکر این نسل نمیخواهد دستی بر ذهن خاک گرفته و ظالمانه اش بکشد.. چرا دلش نمیخواهد هر چه را سر جایش بگذارد.. چرا تاریکی دلشان را میخواهند بر روشنای دل برنای این جوانان تحمیل کنند .. صبر هم اندازه ای دارد .. کاسه صبر هم روزی به سر خواهد آمد باز دوباره چشمان سحر به دیدن رخ آفتاب منور خواهد شد..کاش روزی بیاید که رفتن را بلد شویم وپریدن را یاد بگیریم اوج بگیریم .. برویم تا بی نهایت بالای ابر و سبک باشیم .. عارف .. عاشق باشیم زاهد.. 

پ ن: یک لیوان چای دخل کیبوردم را آورد اگر دیر جوابتان را دادم مرا عفو فرمایید..

                                                         فقط همین.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ساعت 0 AM توسط مانی صبح |